|
به تو قول مي دهم كه به خواب روم به تو قول مي دهم كه به خواب روم هنگامی كه مرا به فراق خويش مبتلا كرد به تو قول مي دهم كه به خواب روم به تو قول مي دهم كه به خواب روم نه براي انجام كاري
دیگر نمی گویم گشتم نبــــود نگرد نیست ! بگذار صادقانه بگویم گشتیم ! اتفاقابود ! فقط مال ما نبود ! شما بگردید ! لابد مال شماست .
? دلم تنگ شده برات ، حتی برای بداخلاقیات ...
فدای پروازکردنات فدای اون نشستنت
پ.ن: امیر امیر
پ.ن :امیر دلم تنگ شده برات
احتمالا دارم عاشقت میشم داری پای مهرت رو به دلم وا می کنی خودتو توی دلم خوب داری جا می کنی تو نبودی همه چیز سر می بردن حوصله مو تو پاورچین آمدی تا بدزدی دلمو احتمالا دارم عاشق میشم دارم عادت می کنم دور و برم ببینمت فک کنم دلم می خواد زیاد تر ببینمت دست من به دست تو آره آره دل من به عشق تو آره آره منو حیرون می کنی آره آره وای چه پریشون می کنی آره آره احتمالا دارم عاشق میشم دارم عادت می کنم دور و برم ببینمت فک کنم دلم می خواد زیاد تر ببینمت نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم... چون دنيا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل گلی... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس... چون شب هم بالاخره تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل آب پاک و زلالی... چون آب که هميشه پاک نميمونه... نميخوام بگم که دوستت دارم... چون منکه اصلا دوستت ندارم... بلکه من عاشقتم ... چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بود امیرم دوست دارم
بگذار همانی باشم که تو میخواهی بگذار آن باشم که با تو تا آخرین لحظه ی زندگی خواهم ماند عزیزم..... بگذار آن باشم که دیوانه وار در شهر نام تو را فریاد میزند و آن باشم که برای عشقت جان خواهد داد..... بگذار اینک که من از تمام وجودم تو را دوست میدارم شکسته و خرد و سرد از این دوست داشتن نشوم.... بگذار کسی باشم که به داشتن چنین عشقی مانند تو افتخار میکند.... بگذار کسی باشم که وقتی کلمه ی دوستت دارم را بر زبان می آورد اشک از چشمانش سرازیر شود.... بگذار همانی باشم که تو میخواهی همانی باشم که تو آرزوی آن را داری .... بگذار همانی باشم که با باوری عمیق به تو و زندگی نگاه بیندازد و با احساسی پاک عاشق قلب مهربان تو باشد.... بگذار کسی باشم که دیگر جز تو به کسی دیگر نگاه نکند و تنها تو باشی و قلب مهربانت و یک دنیا عشق در وجودش.... بگذار همانی باشم که دوستش میداری و بگذار همانی باشم که برای عشقش جان خواهی داد.... تا ابد با تو میمونم امیرم صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد نگاهت را می خواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد خیالت را می خواهم تا خاطر لحظه های فراموشم باشد دستها یت را می خواهم تا نوازشگر اشکهایم باشد وتنها خنده هایت را می خواهم تا مرحم کهنه ی زخمهای زندگی ام باشد آری تنها تو را می خواهم تنها تورا امیر من ، برای نفس کشیدن
|
About![]()
تقدیم به او که می داند
Home
|